تبليغاتX
دختر صحرا - بازگشت .. !!

دختر صحرا


سلام...

تقریباً 600 سالی می شه که نیومدم

مثل همیشه دلم براتون تنگ شده ... یادش بخیر ... یه زمانی چقدر وبلاگ گردی می کردم ..

به وبلاگ بیشتر بچه ها سر زدم , بعضی از دوستای خوبم خونشون رو خراب کرده بودن ... خیلی دلم گرفت ... بچه ها اگه دیگه خیال آپ کردن ندارین, می تونین دیگه ننویسین ولی لطفاً خونتون رو منحدم نکنید..
دلم برای جسد خیلی تنگ شده بود ... آخی, یادش بخیر , خودم رو کشتم تا بالاخره موفق شدم قبرم رو ازش پس بگیرم ...

کلی زحمت کشدم و قالب وبلاگ رو هم عوض کردم .... گفتم حالا که بعد از مدتها برگشتم یه گردگیری کنم ..
قالب رو که عوض کردم بعضی از لینکای بچه ها منحدم شد , البته همه رو دارم و در اولین فرصت تو وبلاگ می ذارم ...

=======

پستی که در تاریخ 11 مهر 86 زدم رو یادتونه ؟!! گفته بودم که راهم رو گم کردم و از خدا خواسته بودم که کمکم کنه !! خدا رو شکر.. خدا راه رو خیلی قشنگ بهم نشون داد و از اون مسیر تاریک و اشتباهی که توش قرار گرفته بودم منو به یه مسیر خیلی خوب و روشن هدایت کرد ... البته یکی از دوستای خوبم هم توی این راه خیلی بهم کمک کرد, ازش واقعاً ممنونم ...

تو این مدت یاد گرفتم که در همه شرایط تو زنگیم به خدا اعتماد کنم , فقط از خودش یاری بخوام و همیشه اونو تکیه گاه خودم بدونم....

=======

بازم میام ..

+نوشته شده در پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت19:0توسط دختر صحرا | |