دختر صحرا
ذهنم پریشان است ,
قلبم بی قرار است,
افکارم شوریده اند و
درمانده ام.
پس رشته ی زندگی ام را
به دست های امن تو می سپارم
... توفان می خوابد
و آرامش تو , حکم فرما می شود.
********
سلام
خوبین دوستای خوبم !!!!
نمی دونید چقدر دلم براتون تنگیده بود
.. دلم برای این دنیای مجازی هم تنگ شده بود.
اینقدر خودمو درگیر کار کردم که دیگه وقت کار دیگه یی رو ندارم. ![]()
مدت زیادیه که به وبلاگ کسی سر نزدم
.. دلم برای نوشته های خوشگل همتون تنگ شده...
خودم می دونم , نمی خواد بگین.. می دونم که تو این مدت از دوریه من کاره خیلیاتون![]()
********
اینقدر حرف واسه گفتن دارم که نمی دونم از کجا باید شروع کنم !!
راستی امروز بالآخره بعد از 600 سال با یکی از بچه ها رفتیم دیپلممون رو گرفتیم..
..آخه خروجیه 82 بودیم..
امروز که رفتیم مدرسه کلی دلم گرفت... وقتی یاد خاطرات می یفتادم دلم آتیش می گرفت .. ![]()
یه جورایی از همشون خبر دارم , طوریکه بچه ها آماره
زيادي حرف زدم ... بقیه حرفام باشه یه وقته دیگه
********
خوش به حال اونایی که توی این دهه ی محرم حسابی عذاداری می کنن..
التماس دعا ![]()
![]()

