تبليغاتX
دختر صحرا


دختر صحرا

 
سلام...

شرمنده که اينقدر دير آپ کردم .. سرم خيلي شلوغ شده .. و يه جورايي مي شه
 
گفت روحيه ي آپ کردن رو نداشتم ...

مي دونم خيلي بي معرفتم .. به خيلياتون سر نزدم .. واقعاً شرمنده .. ديگه به بزرگيه
 
خودتون ببخشيد ..

==========

اون يکي وبلاگم رو هم بالاخره آپ کردم .. بعد از تقريباً دو ماه ..

خوشحال مي شم به کلبه ي خاکي حقير من سر بزنيد و با نظراي قشنگتون , گرد و غبارشو
 
پاک کنيد

اي بابا...عجب آدمي شدما .. اصلاً خوشم نيومد .. فکر کنم زيادي خودمو درگير کار کردم ..

 ولي خدا رو شکر که حداقل کارمو دوس دارم و اونايي هم که همراهيم

مي کنن  آدماي فوق العاده با انرژي هستن ..  و همينه که منو خسته نمي کنه..

==========

دیروز تولد يکي از دوستاي خوبم بود با اینکه یه روز گذشته ولی از همين جا تولدشو تبريک مي گم..

پسر پاييزي اميدوارم که 600 سال ديگه باشيو من تولدتو بهت تبريک بگم ..

در ضمن وبلاگ خيلي نازي داره .. حتماً سر بزنيد

==========

 راستيييييييييي !!!!

يه خبر خوب ...زبانم و اين ترم بالاخره افتادم .. خيالم راحت شد ..

==========

يادمان باشد از امروز خطاِِيِِي نکنِِيم
 
گرچه در خود بشکستِِيم صداِِيِِي نکنِِيم
 
ِِيادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
 
طلب عشق ز هر بي سروپاِِيي نکنِِيم
 
 

نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 15:17 توسط دختر صحرا| |