تبليغاتX
دختر صحرا


دختر صحرا

سلام...

چه خبرا !!! ..... خوش ميذگره !!!

قبل از گفتن چرت و پرتام مي خوام از همتون تشکر کنم که تو اين مدت باهام بودين و تنهام نداشتين ...

از دوستاي خوبي مثل : داداش کيومرث گلم که خيلي دوسش دارم ,
 
 داداش سروش که خيلي ماهه , داداش سميرم که هميشه زحمتام گردن اونه ,
 
 داداش مهدي , زري دوست گلم  , آرزو جون, علي عزيز , هووز عزيز , مامان يزرگ
 
, نيما و شهرام داداشاي مهربونم , سوگل عزيز دلم , نيکا جون , بهنوش جون ,
 
 پسر پاييزي , سياوش , ساناز جون , الناز عزيز , هيچکس با مرام , داداش اميدم  ,
 
 کميل عزيز, دوست خوبم فتاح و مازيار و دزد دوست داشتنی ..........

به علت کمبود صفات خوب از گفتن ديگر اسامي معذوريم...

ديگه اسم اونايي رو که نياوردم به بزرگي خودشون ببخشن..

همتون عزيزاي دلمين
 
==========
 
 دوشنبه يي استاد زبانمون بد حالمو گرفت .. داشت وضعيت بچه ها رو مي گفت
 
 به منم گفت اگه بخواي اينطوري پيش بري اين ترم مي يفتي...

اييييييشش... اصلاً به جهنم  ... به خاطر اين حرفش ديروز نرفتم سر کلاس ...
 
 امروز هم که خوشبختانه خودش نيومده بود , يکي ديگه به جاش اومده بود..

البته بنده خدا استاد خوبيه... مشکل از منه  ... نمي دونم چرا اين ترم اصلاً

 حوصله ي درس خوندن رو ندارم ... شايد به خاطر فصل پاييزه.. من به فصل پاييز آلرژي دارم ...
 
 تو اين فصل ميريزم به هم , اصلاً حوصله ي هيچ کاريو ندارم ... خدارو شکر
 
که ديگه داره تموم مي شه....

آخ جون بدشم فصل زمستون ... خيلي زمستونو دوست دارم ...

وااااااي... وقتي برف مي باره هيچ رقمه نمي تونم خونه بمونم...
 
==========
 
چند ماه پيش اخبار مي گفت قرص ضد خواب اومده ... خواستم ببينم به
 
نظرتون الآن ايرانم اومده يا نه !!! آخه خيلي نيازمنده اين قرصم ...
 
==========
 
راستي !!! اونايي که براشون امکان داره لطفاً به جاي لينک لوگوي منو بذارن
 
 تو وبلاگشون...البته ببشخيدا... شرمنده مي دونم مي يفتين تو زحمت
 
==========
 
از اين به بعد مي خوام آخره هر پست يه جمله اي بنويسم  از نوع عشقولانه يا آموزنده ...
 
البته نه از خودما... از اين ورو اونور... ازتون مي خوام که در اين امر کمکم کنيد...

اگه جمله ي خوب و آموزنده اي دارين  حتماً برام ميل کنيد ... منم به اسم خودتون ميذارم تو وبلاگ
 
==========
 
طلب کردن عشق خوب است , اما عشق ورزيدن بدون طلب کردن آن بهتر است

                                                                                                          شکسپير
 
 
  
نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان1384ساعت 18:38 توسط دختر صحرا| |